|
آرزو دارم شخصیت حسینی داشته باشم
|
... و اما در مورد قبول قطعنامه، که حقيقتاً مسئله ي بسيار تلخ و ناگواري براي همه و خصوصاً براي من بود، اين است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه ي دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم. و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجراي آن مي ديدم. ولي به واسطه ي حوادث و عواملي که از ذکر آن فعلاً خودداري مي کنم و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامي کارشناسان سياسي و نظامي سطح بالاي کشور، که من به تعهد و دل سوزي و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع کنوني آن را به مصلحت انقلاب و نظام مي دانم. و خدا مي داند که اگر نبود انگيزه اي که همه ي ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قرباني شود، هرگز راضي به اين عمل نمي بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود، اما چاره چيست؟ که همه بايد به رضايت حق تعالي گردن نهيم و مسلّم ملت قهرمان و دلاور ايران نيز چنين بوده و خواهند بود. و من در اينجا از همه ي فرزندان عزيزم در جبهه هاي آتش و خون که از اول جنگ تا امروز به نحوي در ارتباط با جنگ تلاش و کوشش نموده اند تشکر و قدرداني مي کنم و همه ي ملت ايران را به هوشياري و صبر و مقاومت دعوت مي کنم. در آينده ممکن است افرادي آگاهانه يا از روي ناآگاهي در ميان مردم اين مسئله را مطرح نمايند که ثمره ي خون ها و شهادت ها و ايثارها چه شد؟ اينها يقيناً از عوالم غيب و از فلسفه ي شهادت بي خبرند! و نمي دانند کسي که فقط براي رضاي خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگي نهاده است حوادث زمان به جاودانگي و بقا و جايگاه رفيع آن لطمه اي وارد نمي سازد. و ما براي در ک کامل ارزش و راه شهيدانمان فاصله اي طولاني را بايد بپيماييم و در گذر زمان و تاريخ انقلاب و آيندگان آن را جست و جو نماييم. مسلّم خون شهيدان انقلاب و اسلام را بيمه کرده است! خون شهيدان براي ابد درس مقاومت به جهانيان داده است. و خدا مي داند که راه و رسم شهادت کور شدني نيست. و اين ملت ها و آيندگان هستند که به راه شهيدان اقتدا خواهند نمود. و همين تربت پاک شهيدان است که تا قيامت مزار عاشقان و عارفان و دل سوختگان و دارالشفاي آزادگان خواهد بود. خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند. خوشا به حال آنان که در اين قافله ي نور جان و سر باختند. خوشا به حال آنهايي که اين گوهرها را در دامن خود پروراندند. خداوندا! اين دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روي مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم نکن. خداوندا! کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه اند و نيازمند به مشعل شهادت. تو خود اين چراغ پرفروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملّت! خوشا به حال شما زنان و مردان. خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين و خانواده هاي معظم شهدا. و بدا به حال من که هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطع نامه را سرکشيدم و در برابر عظمت و فداکاري اين ملت بزرگ احساس شرمساري مي کنم. و بدا به حال آناني که در اين قافله نبودند. بدا به حال آنهايي که از کنار اين معرکه ي بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظيم الهي تا به حال ساکت و بي تفاوت و يا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند. آري؛ ديروز روز امتحان الهي بود که گذشت و فردا امتحان ديگري است که پيش مي آيد و همه ي ما نيز روز محاسبه ي بزرگ تري در پيش رو داريم. آنهايي که در اين چند سال مبارزه و جنگ به هر دليلي از اداي اين تکليف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و ديگران را از آتش حادثه دور کردند، مطمئن باشند که از معامله با خدا طفره رفتند. و خسارت و زيان و ضرر بزرگي کرده اند که حسرت آن را در روز واپسين و در محاسبه ي حق خواهند کشيد. من مجدداً به همه ي مردم و مسئولين عرض مي کنم که حساب اين گونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند و نگذراند اين مدعيان بي هنر امروز و غايبين کوته نظر ديروز به صحنه ها برگردند! من در ميان شما باشم و يا نباشم به همه ي شما وصيت و سفارش مي کنم که نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد ، نگذاريد پيش کسوتان شهادت و خون ، در پيچ و خم زندگي روزمره ي خود به فراموشي سپرده شوند . اکيداً به ملت عزيز ايران سفارش مي کنم که هوشيار و مراقب باشيد! قبول قطعنامه از طرف جمهوري اسلامي ايران به معناي حل مسئله ي جنگ نيست. با اعلام اين تصميم حربه ي تبليغات جهان خواران عليه ما کند شده است، ولي دورنماي حوادث را نمي توان به طور قطع و جدي پيش بيني نمود. و هنوز دشمن از شرارت ها دست برنداشته است و چه بسا با بهانه جويي ها به همان شيوه هاي تجاوزگرانه ي خود ادامه دهد. ما بايد براي دفع تجاوز احتمالي دشمن آماده و مهيا باشيم و ملت ما هم نبايد فعلاً مسئله را تمام شده بداند. البته ما رسماً اعلام مي کنيم که هدف ما تاکتيک جديد در ادامه ي جنگ نيست. چه بسا دشمنان بخواهند با همين بهانه ها حملات خود را دنبال کنند. نيروهاي نظامي ما هرگز نبايد از کيد و مکر دشمنان غافل بمانند. در هر شرايطي بايد بنيه ي دفاعي کشور در بهترين وضعيت باشد. [...]
من باز مي گويم که قبول اين قطعنامه براي من از زهر کشنده تر است ولي راضي به رضاي خدايم و براي رضايت او اين جرعه را نوشيدم.[...]
در شرايط کنوني آنچه موجب اين امر شد، تکليف الهي ام بود. شما مي دانيد که من با شما پيمان بسته بودم که تا آخرين قطره ي خون و آخرين نفس بجنگم، اما تصميم امروز فقط براي تشخيص مصلحت بود و تنها به اميد رحمت و رضاي او، از هر آنچه گفتم گذشتم! و اگر آبرويي داشتم، با خدا معامله کردم. عزيزانم شما مي دانيد که تلاش کردم راحتي خود را بر رضايت حق و راحتي شما مقدم ندانم! خداوندا! تو مي داني که ما سر سازش با کفر را نداريم. خداوندا! تو مي داني که استکبار آمريکاي جهان خوار گل هاي باغ رسالت تو را پرپر نمودند. خداوندا! در جهان ظلم و ستم و بيداد، همه ي تکيه گاه ما تويي و ما تنهاي تنهاييم و غير از تو کسي را نمي شناسيم و غير از تو نخواسته ايم که کسي را بشناسيم ؛ ما را ياري کن که تو بهترين ياري کنندگاني! خداوندا تلخي اين روزها را به شيريني فرج حضرت بقيةالله – ارواحنا لتراب مقدمه الفدا – و رسيدن به خودت جبران فرما! فرزندان انقلابي ام! اي کساني که لحظه اي حاضر نيستيد که از غرور مقدستان دست برداريد! شما بدانيد که لحظه لحظه ي عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مي گذرد. مي دانم که به شما سخت مي گذرد ؛ ولي مگر به پدر پير شما سخت نمي گذرد؟! مي دانم که شهادت شيرين تر از عسل در پيش شماست؛ مگر براي اين خادمتان اين گونه نيست؟! ولي تحمل کنيد که خدا با صابران است. بغض و کينه ي انقلابي تان را در سينه ها نگاه داريد. با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگريد و بدانيد که پيروزي از آن شماست و تاکيد مي کنم که گمان نکنيد که من در جريان کار جنگ و مسئولان آن نيستم؛ مسئولين مورد اعتماد من مي باشند، آنها را از اين تصميمي که گرفته اند، شماتت نکنيد که براي آنان نيز چنين پيشنهادي سخت و ناگوار بوده است که انشاءالله خداوند همه ي ما را موفق به خدمت و ضيافت خود فرمايد. [...]