تبليغاتX
بسیجی اخراجی

آرزو دارم شخصیت حسینی داشته باشم

 

حسنی باشید

یا حق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون


 

هوالمحبوب

پرتوي از بلاغت امام حسن عليه السلام

امروز 28 صفر است، دلها پريشان و چشمها اشک آلود.

امروز از طرفي مسلمانان پدر خود را از دست مي دهند، همان پدري که مهربان و دلسوز است و هنوز هم غصه امتش را دارد که چه بر سرشان مي آيد. همو که با رفتنش ما را يتيم کرد و تا ابد عزادار و سيه پوش فراقش هستيم. خوشا به حال آنان که او را ديدند و عاشقانه بر دستان مبارکش بوسه مي زدند. و ما در حسرت آن آروزها نالان.

از سوي ديگر روز شهادت ميوه دل پدرمان است که آن نيز غم ما را افزون نموده است.

ما که زمان امام حسن عليه السلام نبوده و توفيق درک حضورش را نداشتيم، پس بياييم با تمسک به سخنان و فرمايشات آن عزيز ، معرفتي يافته و راه زندگي را بيابيم که عاقبت همه ما رفتن است و چه زيباست که هنگام رفتن ره توشه اي مهيا نموده باشيم و در آن سراي باقي در حضور پدر و اماممان شرمسار و خجل زده نباشيم.

حکمت عدم جبر در اوامر الهي
هر که به خداوند و قضا و قدر او ايمان نمي آورد البته کافر شده است. و هر که گناهش را به گردن پروردگارش اندازد، مرتکب فجور شده است. همانا خداوند به اجبار اطاعت نمي شود و با تسلط بر او به کسي نمي بخشد، زيرا او بر آنچه آنان در تصرف دارند، مالک مطلق است و بر آنچه آنان را بر انجام آن توانا کرد، تواناست. پس اگر به طاعت عمل کردند خداوند ميان آنان و کردارهايشان حايل نمي شود، ولي اگر به طاعت نخواهند عمل کنند خداوند هم آنان را به اجبار به عمل وانمي دارد و اگر خداوند مخلوقات را بر طاعت خويش مجبور مي کرد اجر و پاداش را از آنان برمي داشت و اگر خود آنان را بر انجام گناهان وامي داشت، بندگان را عذاب نمي کرد و اگر ايشان را به حال خود وامي نهاد اين علامت ناتواني او محسوب مي شد، اما خداوند در مخلوقاتش خواست و مشيتي دارد که از ديد آنان نهانش ساخته است. پس اگر آنان به طاعات خداوند عمل کنند آن طاعتها بر ايشان منت است و اگر به معصيت رفتار کنند آن معاصي، بر ضدّ آنان گواه است.
مرگ در پي توست...
امام به جناده يکي از ياران خويش مي فرمايد : اي جناده! خود را براي کوچ مهيا کن و پيش از رسيدن مرگت، توشه اي فراهم آر و بدان که تو در پي دنيايي و مرگ در پي توست. اندوه روزي را که هنوز بر تو نيامده در روزي که در آني به خود راه مده و بدان که تو مالي بيش از آنچه که قوت توست به دست نمي آوري مگر آن که نگاهبان مال ديگري باشي و بدان که دنيا در حلالش حساب و در حرامش عقاب و در شبهاتش عتاب است. پس دنيا را به منزله مرداري بدان و از آن به اندازه اي که تو را بس آيد بهره مند شو. پس اگر آن مقدار حلال بود، تو در استفاده از آن زهد پيشه کرده اي و اگر حرام بود، گناهي مرتکب نشده اي و تو همان گونه که از مردار بهره مند مي شوي از دنيا هم بهره مند گشته اي. که اگر عقابي هم در کار باشد، اندک بود. براي دنيايت چنان بکوش که انگار هميشه زندگي مي کني و براي آخرتت چنان کار کن که انگار همين فردا مي ميري. و اگر مي خواهي بدون داشتن قوم و قبيله، عزيز و بدون داشتن سلطنت، پرهيبت باشي، از خواري نافرماني خداوند بيرون آي و به عزّ طاعت خداوند قدم گذار. و اگر نيازي در همراهي مردان داشتي با کساني همراه شو که چون با او نشست و برخاست کردي، تو را بيارايد و چون از او بگيري تو را حفظ کند و چون از او مددجويي، ياري ات کند و اگر سخني بگويي تو را تصديق کند و اگر قدرت يابي، آن را تحکيم بخشد و اگر دستت را براي دادن فضلي دراز کني، آن را بگستراند و اگر از تو رخنه اي ديد، آن را پر کند و اگر از تو نيکويي ديد آن را به حساب آورد و اگر از او چيزي بخواهي به تو ببخشد و اگر تو خاموشي گزيني او با تو سخن آغاز کند و اگر گرفتاري براي تو پيش آمد با تو همدردي کند. کسي که از جانب او به تو رنج و گزندي نمي رسد و راهها از جانب او بر تو دگرگون نمي شود و تو را به هنگام حقيقتها بي ياور نمي گذارد و اگر در حال تقسيم با هم به اختلاف برخيزيد او، تو را بر خود مقدّم مي دارد.
سخنان حکمت بار امام حسن عليه السلام
1. شوخي هيبت را مي خورد و ( انسان) خاموش پرهيبت تر است.
2. کسي که از او درخواست شده آزاد است تا آنگاه که وعده دهد و به واسطه وعده اي که داده، بنده است تا آنگاه که به وعده اش عمل کند.

3. يقين، پناهگاه سلامت است.

4.  نخستين گام خردمندي، معاشرت نيکو با مردمان است.

5. خويش کسي است که دوستي اش او را نزديک کرده اگر چه نژادش دور باشد و بيگانه کسي است که دوستي اش او را دور کرده اگر چه نژادش نزديک باشد. هيچ عضوي از دست به بدن نزديکتر نيست، اما همين دست اگر معيوب شود، آن را ببرند و از بدن جدايش کنند.

6. فرصت به شتاب از دست مي رود و دير به دست مي آيد.

سروده هاي حکمت آميز امام حسن عليه السلام
1. اگر دنيا مرا ناخشنود کند شکيبايي پيشه مي کنم و هر بلاي ناپايداري لاجرم اندک است.
و اگر دنيا مرا خشنود سازد، من به شادماني او خوشحال نمي شوم، زيرا هر سرور ناپايداري، حقير و اندک است.

2. اي مردم! لذايذ دنيوي پايدار نيستند و بدانيد که نشستن در زير سايه اي که ناپايدار است، حماقت و سبکسري است.

3. خرده اي از نان نامرغوب مرا سير مي کند و اندکي آب مرا بس است. و پاره اي از جامه نازک مرا مي پوشاند اگر زنده باشم و چنانچه بميرم کفنم مرا کافي است.

4. اگر نيازمندي به نزد من آيد گويم: اي کسي که اکرام به او بر من واجب فوري است.

5. و کسي که فضل او بر هر فاضلي برتري دارد، خوش آمدي که برترين روز جوانمرد وقتي است که از او حاجتي درخواست مي شود.

حسنی باشید

یاحق امام حسن مجتبی ع پشت وپناه تون

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 10  توسط حاج احمد  | 

در این شبها که   به اسمان  مینگریم گویی بغضی کهنه در گلوی مهتاب تو را فریاد میزند  تویی  که در وانفسای  این دنیا از همه غریبتر بوده ای. تویی که با سکوتت عشق  را به اتش کشیدی وخاک را تا به ابد با غربت اغشته نمودی . در تنهاییت خدای را به دیدگان نمناکمان به تماشا کشاندی.و در یادمان  اینگونه نگاشتی :
هر که عاشقتر، دلش آشفته تر
 
چه فقیرانه نگاهم به جاده دوخته شده است که مبادا روز ی از مقابل دیدگانم بگذری و من از دیدارت جا بمانم .
 .شب را به امید رویایت میگذرانم و روز را به امید شنیدن صدایت .چه حقیقت تلخ و شیرینی است .چه ظلمت و روشنایی وجودم را تسخیر نموده است
اگرمعبود تنهایی بر نمیگزید بی شک تو را معبود دل خویش میدانستم و از قربانی  چشم و دل در راهت دریغ نمیکردم
دوست دارم  آنی شوم که  خریدارم شوی که حتی اگر روزی قدمهایم به چمن جنت رسید باز هم غلام روسیاه تو باشم
دلم سر سپرده ات شد .تقصیر من نیست که این چنین عاشقانه فریادت میزنم که باید دامن خدای را بگیری که چرا شیدایی را در چشمان تو خلاصه نمود
برای تمام تنهایی حریم پاکت دلم میسوزد . هر گاه که تن سپردم به گوش دادن تمام زمزمه های دل خسته ام ،نامی به جز حسن بن علی نشنیدم .نامی که هرگز نتوانستم نامی در کنار ان بگنجانم .
بی گمان که خاک تن من جز با غبار بقیع اغشته نشده و دربدو تولدم بی شک به جای اذان، روضه  تو را در گوشم خوانده اند که اینگونه خود را شیدای تو میبینم  .
مرا چه باکی است از اتش دوزخ که چون در میان هاله های ان مرا رها کردند باز من دامن کریم تو را رها نخواهم کرد .هنگامی که برای گرفتن دستان گنهکارم قدمهایت را برداری اتش چه شرمگین خواهد شد از زبانه کشیدن، و ابراهیم بیاید و ببیند که کدامین گلستان زیباتر است؟.
زندگی چیزی جز عشق تو را به من نشان نداد و دل بهانه ای جز دیدارت در همه عمر نگرفت
بگذار که با دیدنت دلم برای همیشه خراب شود. مرا به آبادی دل چه سود و چه نیاز؟ که در این دنیا هر دلی خراباتی شد گویا ابدی جاویدان شد.
من اسارت دلم را به هیچ آزادی نفروشم که زندانبانی چون حسن بن علی جرعه ای جز می به من ارزانی نمیدارد.


4ـ قالَ(عليه السلام): لَقَدْ فارَقَكُمْ رَجُلٌ بِالاْمْسِ لَمْ يَسبِقْهُ الاْوَّلُونَ، وَ لا يُدْرِكُهُ أَلاْخِرُونَ.([4])

پس از شهادت پدرش اميرالمؤمنين علىّ (عليه السلام)، در جمع اصحاب فرمود: شخصى از ميان شماها رفت كه در گذشته مانند او نيامده است، و كسى در آينده نمى تواند هم تراز او قرار گيرد.


 

با کریمان کارها دشوار نیست                                   دست خالی و گدایی عار نیست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 10  توسط حاج احمد  | 

ی

                                                    یا امام حسن

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 10  توسط حاج احمد  |