شیطان پرستی
سران يهودي دنيا عزم جدي بر نابودي هر عقيده اي دارند، آنان تمامي اصول و تئوريها را بهم مي ريزند، نظامها و حاكميت ها را لرزان مي سازند، خانواده ها را ويران و نقش مديريتي پدرها و مادرها را لگدمال مي كنند.
آنان تصميم گرفته اند كه به هيچ كس اجازه اظهار وجود ندهند، رسما اعلام مي كنند همه بايد تحت اداره يهود باشند، همه بايد به شنيدن صداي آنان عادت كنند. همه چيز را آنگونه كه خود مي پسندند، مي خواهند.
جوانان را در دنيايي از خيالات و اوهام شاعرانه گرفتار مي سازند و به وقت استيصال و سر خوردگي لحظه اي كه جوان به هر چيزي چنگ مي زند تا خود را از مهلكه نجات دهد، مذهب جعلي اي كه سران يهودي از پيش طراحي كرده اند در اختيار او مي گزارند.
بر اين اساس مي گوييم :
1. شيطان پرستي مذهبي است ساختگي كه توسط سران يهودي اي كه مديريت افكار و انديشه ها را در انحصار خود مي پندارند بوجود آمده است. يهود با صرف مبالغ هنگفت و با خدمت گرفتن هنرپيشگان، خوانندگان، نوازندگان، انتشار سي دي هاي آموزشي، مجلات، روزنامه ها و كاباره ها... در صدد پر كردن خلاء روحي و معنوي جوانان غرب و به تبع جوانان شرق برآمده است. تا جايي كه بگفته رئيس بيمارستان نوجوانان نيويورك، شيطان پرستي يكي از شايع ترين تهديداتي است كه در مقابل بچه هاي امروز قرار گرفته است.
پر واضح است وقتي كليسا نتواند در مقابل خواسته هاي معنوي جوانان الگوي مناسبي ارائه دهد، آناني كه خود را گرگ مي خوانند هدايت گله هاي گوسفند را بعهده خواهند گرفت. و كيست كه متوجه استخوانهاي شكسته كليسا نشده باشد.
رئيس بخش تحقيقات سري پليس ايالات متحده مي گويد : مي توانيد مرگ را در بيشتر كليسا ها لمس كنيد، چيزي براي ادامه حيات وجود ندارد.
2.شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي كند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست. به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريك نيز ميگويند.
3.شيطان پرستي آنگونه كه خود مي گويد حقيقتي را جستجو مي كند كه در اين جهان يافت نمي شود. خود كشي كه از موارد رايج اين آيين است، توجيهي اينگونه دارد : اگر بپرسي چرا خودت را مي كشي ؟ مي گويد مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا به دست نمي آيد.
پيامبر عزيز اسلام (ص) عبارتي دارد كه مي فرمايند : در آخر الزمان، دنباله روها از نابخردان پيروي مي كنند.
مذهب سازان عصر جديد بسيار زيرك هستند. آنان به اين حقيقت رسيده اند كه هميشه گروهي در دنيا وجود دارند كه از هيچ گونه استقلال فكري برخوردار نيستند و متاسفانه اين گروه كمتر به خردمندان تمايل دارند، بلكه ميل بيشترشان به كساني است كه هوي و هوس را سر لوحه كار خود قرار داده اند. پروتكل هاي دانشوران يهود به صراحت به تربيت و آموزش افراد اشاره دارد، مي گويد : تا زماني كه افراد جوامع مختلف مطابق الگو و انگاره هاي تربيتي ما دوباره تربيت نشوند، نمي توانيم برنامه هايمان را در اين گونه جوامع مطابق با روشي كلي و يكسان پياده كنيم. اما اگر برنامه ها را محتاطانه و توام با آموزش آغاز كنيم مي توانيم در كمتر از يك دهه منش و خلق و خوي سر سخت ترين افراد را تغيير داده و آنها را مانند افرادي كه از پيش مطيع ساخته ايم به زير سلطه خويش در آوريم.
4. به شيطان پرست تفهيم مي كنند كه دنياي شيطان پرستي زندگي در ميان لجن است و هيچ وقت نمي شود در لجن زندگي كرد و به لجن آلوده نشد و هيچ چاره اي براي پاك شدن نيست جر مردن و رهايي از اين دنيا.
5. به شيطان پرست مي فهمانند زندگي در اين دنيا بر پايه دروغ است و همه باورهاي مردم بر پايه همين دروغ شكل گرفته است، همه عادت كرده اند دروغ بگويند، لذا اگر حرف راست هم بزنيد كسي آن را باور نمي كند.
6. شيطان پرستي آييني است كه همه چيز را منفي ارائه مي دهد. آدم شيطان پرست عمر شب را بلند مي داند. او حتي خورشيد را مانع از تابش نور مي پندارد. آنان همه چيز را منفي مي خواهند، اگر به باغ سيب بروند همه سيب ها را كال مي بينند و اگر به تئاتر بروند همه بازيگر ها را لال مي پندارند. به شيطان پرست مي گويند چشمهايت را باز كن، فقط ببين. مغزت را ببند، فكر نكن. نقش تو، نقش تماشا چي تئاتر در اين دنياست.
آدم وقتي در دام ابليس هايي كه طراح و مديران اجرايي احكام شيطان پرستي اند قرار مي گيرد، به مثابه مواد خامي خواهد بود كه هر شكلي را اراده كنند، از او مي سازند.
پروتكلهاي دانشوران صهيونيسم جهت دادن به فكر و انديشه مردم غير يهودي را به كمك سخن پردازي و تئوريهاي وسوسه انگيز، كار متخصصان و مديران يهودي مي داند.
آنان آنچنان به تبديل آدمها مي پردازند كه بسياري از افراد از اينكه موجود ديگري شده اند كه خودشان نيستند، خبر دار نمي شوند.
حتي آناني كه فكر مي كنند مدير و طراح و برنامه ريز حداقل بخشي از شيطان پرستها هستند، تنها عاملي ناچيز و بي مقدارند كه كوركورانه در خدمت ابليس بزرگ قرار گرفته اند.
7. راهي كه براي شيطان پرست ترسيم مي كنند معجوني است كه هر آدم گرفتاري را به وحشي گري و نفرت سوق مي دهد. اولا راه نيست، كوره راه است. مسيري است كه به هيچ جا راه ندارد. بن بست است. رسما اعلام مي كنند ما به مقصد نمي رسيم. براي شيطان پرست تفهيم مي كنند جاده اي كه در آن قرار دارد پر از خط كشي هاي در هم و بر هم است. و او در يافتن راه خروج تا سر حد جنون و ديوانگي پيش مي رود و سر انجام مطمئن مي شود راه بازگشتي وجود ندارد.
8. احياء اخلاق مصيبت بار قوم لوط امروز از طريق گروههاي شيطان پرست و وابسطه به آن ترويج مي شود. پيشرفت هم جنس خواهي باور كردني نيست. حمايت مقامات ارشد كليساي انگليس، پارلمان اتحاديه اروپايي، انجمن اطلاعات جنسي و انجمن آموزش و پرورش ايالات متحده... ننگ آور است.
امروز ديگر صليب هاي وارونه، ستاره پنج پر، خفاش، صورتهاي نقاشي شده، ماسك هاي حيوانات درنده ي شاخ دار، برهنه پوشي... تنها نشانه ها و سمبل هاي شيطان پرستي نيست. عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد. مدتي پيش روزنامه هاي آمريكا نوشتند جمعي شيطان پرست دستگير شدند كه نوجوانان و حتي كودكان را وحشيانه مورد تجاوز قرار داده و با ساتور تكه تكه مي كرده اند. استفاده افراطي از مشروبات الكلي، مواد مخدر، قرص هاي روان گردان و انرژي زا، استفاده و استعمال آلات مصنوعي، خوردن و آشاميدن ادرار و مدفوع... معجوني از بيماري هاي روحي، رواني و جسمي بخصوص بيماري هاي عفوني و ايدز را براي شيطان پرست ها به ارمغان آورده است. ايدز شايع ترين بيماري نزد شيطان پرستان است. و 75 در صد عامل آلودگي شش هزار نفري كه روزانه مبتلا به اين درد بي درمان مي شوند انتقال از طريق تماس جنسي است.
9. توصيه اي كه شيطان پرست ها ناگزير به انجام آنند. شنيدن آهنگ هاي تند همراه با خشونت است. كه وحشت و نفرت را با خود دارد. آنان موظفند هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح و ساير مقدسات اعلام كنند. خود را بي خانماني بيابانگرد بپندارند كه از عشق و محبت متنفرند. آنان خوانندگان بسيار خشني، كه در صدايشان مي توان غرش حيوانات وحشي را شنيد، سمبل قدرت شيطان پرستي مي دانند. كه كمبود و نياز خود را با خشونت زياد رفع مي كنند. اهانت به اديان به عنوان آزادي بيان در تصنيف هاي خوانندگان شيطان پرست ترويج و تبليغ مي شود. اكنون موسيقي بي ريشه جاز كه از موسيقي Yidish يهوديان گرفته شده در همه زواياي ذهن جوان آمريكايي و... رخنه كرده، به طوري كه مايكل جكسون يهودي را از تمام مقدسين كليسا بر تر مي دانند. روزي گروه بيتل ها از سر مزاح اعلام كرده بود كه از خدا نيز معروف تر است و امروز گروه هاي موسيقي شيطان پرست عملا پرچم جنگ با خدا را بر افراشته اند.
10. دوست جوان من بداند:
بنيانگزار فرقه شيطان پرستي يك يهودي از خاندان لوي به نام آنتوان لوي است و در كليساي شيطان آنتوان لوي، مناسك جنسي جايگاه خاصي دارد. همان رقص ها و كار هاي جنسي كه به وسيله فرانكسيست ها، به طور مخفي انجام مي شد، امروز از طريق گروه هاي شيطان پرست مثل متاليكا در سطح عموم رواج داده مي شود.
صنعت سكس و بازرگاني تن كه در رديف سود آورترين تجارت هاي جهان است به همراه صنايع مشروب سازي، قاچاق مواد مخدر، قمار و صنعت سينما در انحصار يهود است.
شبكه وسيعي از كلوبهاي شبانه و فاحشه خانه ها توسط ويليام ساموئل رزنبرگ، مشهور به بيلي رز، كه از يهوديان مهاجر به آمريكا است، تاسيس شد.
غول صنايع مشروب سازي، يهودي مهاجر، ساموئل برنفمن است. كه امروزه دفتر مركزي كمپاني مشروبات الكلي برونفمن ها، به نام سيگرام در نيويورك است و در 120 كشور جهان شعبه دارد و فروش سالانه آن بيش از يك ميليارد دلار است.
سلطان دنياي پنهان شخصي است يهودي، به نام روچيلد، كه بزرگترين امپراطوري قمار را در ايالات متحده ايجاد كرد او در قاچاق مشروبات الكلي و مواد مخدر، سرمايه گزاري عظيمي نمود.
اولين فيلم تاريخ سينما كه در آن حريم اخلاق شكسته شد، ماه آبي است نام دارد كه توسط يك يهودي به نام اتوپرمينگر بسال 1953 كارگرداني شد و براي اولين بار واژه هايي مانند، آبستن و باكره را بكاربرد.
سه سال بعد همين كارگردان يهودي فيلم مردي با دست هاي طلايي را عرضه كرد و يك تابوي اخلاقي ديگر را شكست. او براي اولين بار به نمايش اعتياد به هرويين پرداخت.
پرمينگر در فيلم بعدي اش كه در سال 1959 ساخته شد براي نخستين مرتبه، صحنه تجاوز جنسي را به نمايش درآورد.
انسانيت زدايي، هدف اصلي همه فيلم هاي اين كارگردان يهودي بوده است
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت
12 توسط : حاج احمد
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387
جدی نگیرید چون هیچ وقت اجرا نمی شود
|
|
| 2 |
|
|
ييننامه اجرايي قانون حمايت قضايي از بسيج مصوب خرداد ماه 1372
ماده 1 ـ افرادي كه داراي مجوز از نيروي مقاومت بسيج هستند در صورت برخورد با جرايم مشهودو عدم حضور ضابطين ديگر و يا عدم اقدام به موقع آنها و يا اعلام نياز آنان به منظور جلوگيري ازامحاي آثار جرم و فرار متهم و تهيه و ارسال گزارش به مراجع قضايي اقدامات قانوني لازم را به عملميآورند. تبصره 1 ـ اعضاي بسيج و سپاه شركتكننده در اين مأموريت بايستي داراي شرايط ذيل باشند: الف ـ گذراندن دوره آموزشي لازم به تشخيص رده ذي ربط بسيج. ب ـ دارا بودن سلامت جسمي در حد اجراي مأموريت محوله و دارا بودن سلامت رواني. ج ـ مجوّز مخصوص. تبصره 2 ـ كليه ضابطين دادگستري و مراجع نيروي انتظامي مكلفند در صورت ارجاع گزارش و ياتحويل متهم از سوي مسؤولين مجاز ردههاي مقاومت بسيج متهم را تحويل گرفته و گزارش بسيج راضميمه مدارك ارسالي به مراجع قضايي نمايند. ماده 2 ـ منظور از جرايم مشهود موارد موضوع مادتين 23 و 23 مكرر قانون آيين دادرسي كيفري وساير قوانين موضوعه ميباشد. ماده 3 ـ عدم اقدام به موقع ضابطين در شرايطي محرز است كه ضابطين ذي ربط ديرتر به صحنهبرسند و يا در صورت حضور با جرم مورد نظر برخورد ننمايند. ماده 4 ـ نياز ضابطين ذي ربط قضايي در خصوص برخورد با جرايم مشهود به ردههاي مقاومتبسيج كه توسط فرماندهي اين نيرو تعيين خواهد شد منعكس ميگردد و ردههاي مزبور موظفندحتيالمقدور در حدي كه به مأموريتهاي نظامي لطمه وارد نشود و به صورت سازمان يافته همكارينمايند. ماده 5 ـ هيأتهاي رسيدگي به تخلفات اداري موظف هستند گزارشات ارسالي از سوي مسؤولينردههاي ذي ربط نيروي مقاومت بسيج را تحويل گرفته و مورد رسيدگي قرار دهند. ماده 6 ـ محدوده جغرافيايي و ردههاي نيروي مقاومت بسيج كه اجازه اجراي ماه 24 قانون آييندادرسي كيفري (بازداشت به مدت حداكثر 24 ساعت) را دارند توسط فرماندهي اين نيرو تعيين شدهو به مراجع مربوطه اعلام ميگردد. ماده 7 ـ افرادي كه مجوز دريافت ميكنند بايد به هنگام برخورد با متهمين در صورت مطالبه و يااحساس ضرورت مجوز خود را ارايه دهند. ماده 8 ـ نيروي مقاومت بسيج موظف است پس از دستگيري و يا ضبط آلات جرم در اسرع وقتآنها را همراه با گزارش و مطابق صورت مجلس تنظيمي به مراجع قضايي يا انتظامي تحويل نمايد. ماده 9 ـ نيروي مقاومت بسيج موظف است هنگام عمليات تيمي مراتب را به اطلاع ردة نيرويانتظامي ذي ربط برساند. ماده 10 ـ براي رفع اختلافات و مشكلات احتمالي در اجراي اين قانون و به منظور ايجادهماهنگيهاي لازم كميسيوني متشكل از نمايندههاي نيروي انتظامي و نيروي مقاومت بسيج بهرياست نماينده قوه قضاييه تشكيل ميگردد. ماده 11 ـ آموزشهاي عقيدتي و احكام امر به معروف و نهي از منكر و همچنين آموزشهاي قضاييراجع به تشخيص جرايم و قوانين مربوطه و توجيهات اجرايي توسط معاونت آموزشي نيرويمقاومت بسيج و معاونت عقيدتي سياسي حوزه نمايندگي ولي فقيه در اين نيرو، انجام و پس ازقبولي در امتحانات مجوز مربوطه صادر ميشود. ماده 12 ـ در صورتيكه متهمين به دستور و تذكر دارندگان مجوز در حين انجام وظيفه توجه نكرده ويا با توهين و ايراد ضرب و شتم و جرح عليه آنها برخورد كنند عمل آنها در حكم توهين و مقابله باضابطين دادگستري و مأمورين دولتي و انتظامي ميباشد. ماده 13 ـ در صورت برخورد و درگيري متهمين با پرسنل و افراد نيروي مقاومت بسيج مشمول اينقانون، نيروي انتظامي موظف به حمايت و همكاري با نيروي مقاومت بسيج ميباشد. ماده 14 ـ ردههاي نيروي مقاومت بسيج و افراد دارندة مجوز در صورت اطلاع و برخورد با جرايم وتخلفات چنانچه قادر به انجام اقدامات قانوني لازم نباشند مراتب را به ردة بالاتر در نيروي مقاومتبسيج و نيروي انتظامي محل اطلاع ميدهند. ماده 15 ـ رسيدگي به تخلفات و جرايم افراد و ردههاي نيروي مقاومت بسيج در حين انجاممأموريت حسب مورد برابر قوانين جاري در مراجع صالحه انجام ميگيرد. ماده 16 ـ ارايه خدمات مذكور در ماده 3 اين قانون منوط به تأييد مراتب از سوي فرماندهي نواحيكشوري نيروي مقاومت بسيج است. ماده 17 ـ به منظور اجراي ماده 4 اين قانون مراجع قضايي مكلفند حتيالمقدور همكاري ومساعدتهاي لازم را به عمل آورند. تبصره 1 ـ دفاتر مذكور موظفند در صورت مراجعه افراد يا اعلام مشكل حقوقي و قضايي از سويآنان خدمات مشاورهاي و راهنمايي و ايجاد صلح و سازش ميان طرفين دعوا و ساير اقدامات لازم راجهت استيفاي حقوق قانوني آنها به عمل آورند. تبصره 2 ـ كارشناسان حقوقي دفاتر فوق ملزم به رعايت كليه مقررات راجع به تكاليف و وظايفوكلاي دادگستري ميباشند. ماده 18 ـ مسؤولين مراجع ذي ربط ادارات، نهادها، كارخانجات، مساجد و مراكز آموزش كشورموظف به فراهم نمودن تسهيلات و امكانات لازم ردههاي مقاومت بسيج مربوط به خود ميباشند. ماده 19 ـ كليه مزاياي قانوني كه به ضابطين و ردههاي مربوطه آنها تعلّق ميگيرد شامل مأمورين وردههاي نيروي مقاومت بسيج موضوع اين قانون نيز ميشود. ماده 20 ـ اجراي مقررات اين قانون و آييننامه موجب سلب وظايف و مسؤوليتهاي قانوني نيرويانتظامي و ساير مراجع ذي ربط نخواهد بود. ماده 21 ـ اين آييننامه با 21 ماده و 4 تبصره در تاريخ 30/3/1372 به تصويب فرماندهي معظم كلقوا رسيده و براي كليه مراجع مذكور در ماده 5 قانون لازمالاجرا ميباشد
| |
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت
14 توسط : حاج احمد
حکومت شبانه بسیج
جانشين فرمانده نيروي مقاومت بسيج سپاهپاسداران انقلاباسلامي گفت: گشتهاي امنيتي بسيج از تابستان امسال در سطح شهرهاي مختلف كشور راه اندازي شده و آغاز بكار ميكنند.
حجتالاسلام حسين طائب روز چهارشنبه در مشهد به خبرگزاري جمهوري اسلامي گفت: مهمترين اهداف راهاندازي گشتهاي امنيتي بسيج حفاظت از كوي و برزن و تامين امنيت مردم در مناطق شهري و يا افزايش ضريب امنيتي شهرها و مقابله قاطع با شرارتهاي اراذل و اوباش است.
وي ادامه داد: اين گشتها در مرحله نخست از ساعت ۲۴هر شب لغايت شش صبح انجام ميشود و در صورت نياز مدت فعاليت آنها افزايش مييابد.
او گفت: گشتهاي امنيتي بسيج بطور دايم فعال هستند و علاوه بر آنها گشت و ايست و بازرسي بسيج نيز در مواقع بحراني و يا مورد نياز مانند گذشته همچنان فعال خواهند بود.
وي همچنين تربيت و آموزش نيروهاي مورد نياز يگانهاي رزم سپاه در عمليات و ماموريتهاي محوله نيروي زميني، دريايي و هوايي شامل خلبان، چترباز، غواص و غيره را از جمله سياستها و برنامههاي نيروي مقاومت بسيج كشور در سال جاري دانست.
جانشين فرمانده نيروي مقاومت بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با اشاره به برگزاري دور دوم انتخابات مجلس شوراي اسلامي در روز ششم ارديبهشت آتي نيز گفت: نيروي مقاومت بسيج مانند گذشته با حفظ كامل بيطرفي، تبيين اهميت مشاركت حداكثري مردم در انتخابات را سرلوحه فعاليتهايش قرار داده است.
وي با اشاره به تلاش نيروي مقاومت بسيج براي تحقق ارتش ۲۰ميليوني افزود: در اين راستا تاكنون ۱۲ميليون و ۵۰۰هزار نفر بسيجي در قالب ۱۴۰ هزار پايگاه مقاومت شهري و روستايي و قشري در سطح كشور سازماندهي شدند.
او جذب و ساماندهي دو ميليون بسيجي جديد را هم از برنامهها و سياستهاي نيروي مقاومت بسيج كشور طي امسال برشمرد و پيشبيني كرد: ارتش ۲۰ميليوني كه مورد تاكيد امام راحل بود تا پايان برنامه توسعه پنجم در كشور محقق شود.
وي افزود: علاوه بر اين امر تحقق ارتش دهها ميليوني نيز در دستور كار نيروي مقاومت بسيج كشور قرار دارد.
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت
17 توسط : حاج احمد
و اما قطعنامه 598
... و اما در مورد قبول قطعنامه، که حقيقتاً مسئله ي بسيار تلخ و ناگواري براي همه و خصوصاً براي من بود، اين است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه ي دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم. و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجراي آن مي ديدم. ولي به واسطه ي حوادث و عواملي که از ذکر آن فعلاً خودداري مي کنم و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامي کارشناسان سياسي و نظامي سطح بالاي کشور، که من به تعهد و دل سوزي و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع کنوني آن را به مصلحت انقلاب و نظام مي دانم. و خدا مي داند که اگر نبود انگيزه اي که همه ي ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قرباني شود، هرگز راضي به اين عمل نمي بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود، اما چاره چيست؟ که همه بايد به رضايت حق تعالي گردن نهيم و مسلّم ملت قهرمان و دلاور ايران نيز چنين بوده و خواهند بود. و من در اينجا از همه ي فرزندان عزيزم در جبهه هاي آتش و خون که از اول جنگ تا امروز به نحوي در ارتباط با جنگ تلاش و کوشش نموده اند تشکر و قدرداني مي کنم و همه ي ملت ايران را به هوشياري و صبر و مقاومت دعوت مي کنم. در آينده ممکن است افرادي آگاهانه يا از روي ناآگاهي در ميان مردم اين مسئله را مطرح نمايند که ثمره ي خون ها و شهادت ها و ايثارها چه شد؟ اينها يقيناً از عوالم غيب و از فلسفه ي شهادت بي خبرند! و نمي دانند کسي که فقط براي رضاي خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگي نهاده است حوادث زمان به جاودانگي و بقا و جايگاه رفيع آن لطمه اي وارد نمي سازد. و ما براي در ک کامل ارزش و راه شهيدانمان فاصله اي طولاني را بايد بپيماييم و در گذر زمان و تاريخ انقلاب و آيندگان آن را جست و جو نماييم. مسلّم خون شهيدان انقلاب و اسلام را بيمه کرده است! خون شهيدان براي ابد درس مقاومت به جهانيان داده است. و خدا مي داند که راه و رسم شهادت کور شدني نيست. و اين ملت ها و آيندگان هستند که به راه شهيدان اقتدا خواهند نمود. و همين تربت پاک شهيدان است که تا قيامت مزار عاشقان و عارفان و دل سوختگان و دارالشفاي آزادگان خواهد بود. خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند. خوشا به حال آنان که در اين قافله ي نور جان و سر باختند. خوشا به حال آنهايي که اين گوهرها را در دامن خود پروراندند. خداوندا! اين دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روي مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم نکن. خداوندا! کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه اند و نيازمند به مشعل شهادت. تو خود اين چراغ پرفروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملّت! خوشا به حال شما زنان و مردان. خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين و خانواده هاي معظم شهدا. و بدا به حال من که هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطع نامه را سرکشيدم و در برابر عظمت و فداکاري اين ملت بزرگ احساس شرمساري مي کنم. و بدا به حال آناني که در اين قافله نبودند. بدا به حال آنهايي که از کنار اين معرکه ي بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظيم الهي تا به حال ساکت و بي تفاوت و يا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند. آري؛ ديروز روز امتحان الهي بود که گذشت و فردا امتحان ديگري است که پيش مي آيد و همه ي ما نيز روز محاسبه ي بزرگ تري در پيش رو داريم. آنهايي که در اين چند سال مبارزه و جنگ به هر دليلي از اداي اين تکليف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و ديگران را از آتش حادثه دور کردند، مطمئن باشند که از معامله با خدا طفره رفتند. و خسارت و زيان و ضرر بزرگي کرده اند که حسرت آن را در روز واپسين و در محاسبه ي حق خواهند کشيد. من مجدداً به همه ي مردم و مسئولين عرض مي کنم که حساب اين گونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند و نگذراند اين مدعيان بي هنر امروز و غايبين کوته نظر ديروز به صحنه ها برگردند! من در ميان شما باشم و يا نباشم به همه ي شما وصيت و سفارش مي کنم که نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد ، نگذاريد پيش کسوتان شهادت و خون ، در پيچ و خم زندگي روزمره ي خود به فراموشي سپرده شوند . اکيداً به ملت عزيز ايران سفارش مي کنم که هوشيار و مراقب باشيد! قبول قطعنامه از طرف جمهوري اسلامي ايران به معناي حل مسئله ي جنگ نيست. با اعلام اين تصميم حربه ي تبليغات جهان خواران عليه ما کند شده است، ولي دورنماي حوادث را نمي توان به طور قطع و جدي پيش بيني نمود. و هنوز دشمن از شرارت ها دست برنداشته است و چه بسا با بهانه جويي ها به همان شيوه هاي تجاوزگرانه ي خود ادامه دهد. ما بايد براي دفع تجاوز احتمالي دشمن آماده و مهيا باشيم و ملت ما هم نبايد فعلاً مسئله را تمام شده بداند. البته ما رسماً اعلام مي کنيم که هدف ما تاکتيک جديد در ادامه ي جنگ نيست. چه بسا دشمنان بخواهند با همين بهانه ها حملات خود را دنبال کنند. نيروهاي نظامي ما هرگز نبايد از کيد و مکر دشمنان غافل بمانند. در هر شرايطي بايد بنيه ي دفاعي کشور در بهترين وضعيت باشد. [...]
من باز مي گويم که قبول اين قطعنامه براي من از زهر کشنده تر است ولي راضي به رضاي خدايم و براي رضايت او اين جرعه را نوشيدم.[...]
در شرايط کنوني آنچه موجب اين امر شد، تکليف الهي ام بود. شما مي دانيد که من با شما پيمان بسته بودم که تا آخرين قطره ي خون و آخرين نفس بجنگم، اما تصميم امروز فقط براي تشخيص مصلحت بود و تنها به اميد رحمت و رضاي او، از هر آنچه گفتم گذشتم! و اگر آبرويي داشتم، با خدا معامله کردم. عزيزانم شما مي دانيد که تلاش کردم راحتي خود را بر رضايت حق و راحتي شما مقدم ندانم! خداوندا! تو مي داني که ما سر سازش با کفر را نداريم. خداوندا! تو مي داني که استکبار آمريکاي جهان خوار گل هاي باغ رسالت تو را پرپر نمودند. خداوندا! در جهان ظلم و ستم و بيداد، همه ي تکيه گاه ما تويي و ما تنهاي تنهاييم و غير از تو کسي را نمي شناسيم و غير از تو نخواسته ايم که کسي را بشناسيم ؛ ما را ياري کن که تو بهترين ياري کنندگاني! خداوندا تلخي اين روزها را به شيريني فرج حضرت بقيةالله – ارواحنا لتراب مقدمه الفدا – و رسيدن به خودت جبران فرما! فرزندان انقلابي ام! اي کساني که لحظه اي حاضر نيستيد که از غرور مقدستان دست برداريد! شما بدانيد که لحظه لحظه ي عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مي گذرد. مي دانم که به شما سخت مي گذرد ؛ ولي مگر به پدر پير شما سخت نمي گذرد؟! مي دانم که شهادت شيرين تر از عسل در پيش شماست؛ مگر براي اين خادمتان اين گونه نيست؟! ولي تحمل کنيد که خدا با صابران است. بغض و کينه ي انقلابي تان را در سينه ها نگاه داريد. با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگريد و بدانيد که پيروزي از آن شماست و تاکيد مي کنم که گمان نکنيد که من در جريان کار جنگ و مسئولان آن نيستم؛ مسئولين مورد اعتماد من مي باشند، آنها را از اين تصميمي که گرفته اند، شماتت نکنيد که براي آنان نيز چنين پيشنهادي سخت و ناگوار بوده است که انشاءالله خداوند همه ي ما را موفق به خدمت و ضيافت خود فرمايد. [...]
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت
19 توسط : حاج احمد